معرفی اشخاص:

سیف در نقش ranvier یک مرد پولدار و باهوشی هست که مسابقه می ده تا ببره

اکشی در نقش rajive برادر سیف هست که زیادی از حد مشروب می خوره و مسابقه می ده

تا شکست بده

بیپاشا در نقش sonia یک مانکن خیلی معروفی هست و  سیف خیلی دوسش داره

کاترینا در نقش sofia منشی سیف هست و سیف را دوست داره ولی سیف فقط بهش احترام میزاره

و بهش اعتماد داره

فیلم:

ماجرا از یک تصادف شروع میشه که سیف توی ماشینه ولی چیزیش نمیشه(فیلم نشون میده تصادف

از روی قصد بوده)...

توی بیمارستان اکشی به سیف میگه حالا که خوب شدی من می خوام فردا یک جشنی بگیرم در همین

حال موبایلش زنگ میزنه و میره بیرون...

توی جشن همه هستن بیپاشا هم به عنوان دوست سیف میاد و اکشی از دیدنش خیلی خوشحال

میشه سیف میره جلو و احوال پرسی میکنه بعدش اکشی و کاترینا هم میان جلو سیف همه را به هم

معرفی میکنه در همین حال یکی از دوستان سیف میاد و کاترینا و سیف میرن پیش اون و اکشی و 

بیپاشا تنها میشن. اکشی برای اینکه به بیپاشا نزدیک تر بشه براش یه اهنگ می خونه.....

شبش اکشی به سیف میگه اگر بیپاشا بیاد تو زندگیش شراب را ترک میکنه سیف هم با اینکه بیپاشا

را خیلی دوست داره بازم بهش میگه فردا بیاد ــــــ تا با بیپاشا ناهار بخوره....

صبح که میشه سیف به خدمتکارش میگه ساعت ۱ بهش زنگ بزنه و بعدش اکشی و سیف میرن

سراغ بیپاشا اونجا که میرسن سیف بیپاشا را برای ناهار دعوت میکنه بیپاشا هم قبول میکنه در همین

حال موبایلش زنگ میخوره(همون خدمتکارس)سیف اونو جای نامزدش میزنه و بعد معذرت خواهی میکنه

و میره (بیچاره بیپاشا اخه اونم سیف را دوست داره)و اکشی و بیپاشا با هم ناهار میخورن....

فرداش اکشی و بیپاشا با هم میرن بیرون و کم کم با هم صمیمی میشن....

 

تا اینکه یک روز بیپاشا به اکشی میگه بیا با هم ازدواج کنیم!ولی اکشی بهش میگه تو فقط برای من

یک قرار دادی که من به وسیلش سیف را بکشم!!!!!!!!!!!و بعدش بهش میگه من قبل از اینکه تو را

ببینم امارت را گرفته بودم و میدونم  تو به خاطر پول با سیف دوست شده بودی!و حالا اگر به من کمک

کنی ۲۰ میلیون دلار بهت میدم. بیپاشا هم قبول میکنه (با خنده)...

فرداش اکشی میره پیش سیف و کاترینا و میگه من و بیپاشا می خوایم با هم ازدواج کنیم سیف هم

ترتیب همه کارا را میده....

بعدش سیف و کاترینا برای کاری میرن خارج از کشور و در همین حال اکشی و بیپاشا دارن با هم نقشه

میریزن ولی در اصل بیپاشا با سیف هست وهمه نقشه ها را به سیف میگه در واقع خود سیف به بیپاشا

گفته بود این کارا را بکنه (اون روز که توی بیمارستان بودن و مو بایل اکشی زنگ زد همون مردی بود که

با سیف تصادف کرده بود و سیف همه حرفاشون را از پشت پنجره شنیده بود)پس...

شبی که سیف از مسافرت بر میگرده اکشی به موبایلش زنگ میزنه و میگه من از بالای اداره تو

می خوام خود کشی کنم سیف هم میگه این کار را نکن من الان میام (نقشست)سیف که میرسه

ازش می پرسی چرا میخوای خود کشی کنی اونم میگه اخه زن من با یک مرد رابطه داره دارن با هم

حرف میزنن که بیپاشا میرسه و سیف را هول میده!!!!!!!!سیف دستش را گرفته به لبه ی دیوار و بیپاشا

بهش میگه من هنوز هم دوست دارم ولی ۲۰ میلیون را بیشتر دوست دارم(بی معرفت)

فرداش انل کاپور و سمیرا رادی که پلیسن میرن خونه ی سیف و از همه بازرسی میکنن البته انل به

اکشی شک داره در حالی که داره باهاش صحبت میکنه صدای جیق کاترینا میاد انل و سمیرا میرن

بیرون و بهش میگن ما هم برای فوت رییستون متاسفیم ولی کاترینا میگه اون رییس من نبود اون

شوهر من بود!!!!!!!!!!!!!!!!!.....

 

بچه ها بقیش را بعدا براتون میگم هنوز خیلی دیگه مونده

نظر یادتون نره